تبليغاتX
کر بی دا
فرهنگی
کوشش مان در نخستین روز تولد " کر بی دا " شناساندن سروده های سرایندگان لُر زبان بود  .گرچه لغزشی داشت اما ماهی شعر لُری  همیشه تازه است .

 

 گُدی نیدی گُلُم مو  ری به ریتُمُ

 

کُیه رهدی   گُل    شاخ ِ بَليتطمُ

 

گُدُم   پیتِستُمه   وُر   دور شالت

 

عزیزُم  سَیل  بکن      زیر گِلیتُم

 

                ***

رِشتِنِ عشقته وَندُم  مو  وه نات

 

مالُمه هِشتمه ويدُم  به  دیندات

 

 قسم خَردُم   وه  بُلندی   تيگت

 

که مو  نی نُم   یه دمونم تِهَنات

 

                ***

 

خیالت  تی دله   مو     بار ونده

 

به هر جا  ، ری کُنُم رَهمه اِبنده

 

چینو زیده بُهون وُر  دشت جونُم

 

که دی هیجای پتی به دل نمده

 

                ***

 

 

            سروده ی: "صدیقه طهماسبی"

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 11:9  توسط  کر بی دا  | 

 

 به فيلمنامه نويسی که سعی نمو ده مبارزات مردم جنوب عراق را باهمکاری اعراب جنوب غربی استان خوزستان عليه استعمار انگليس به تصوير بکشد و از شبکه سراسری پخش نمايد. بی آنکه سری به پنجره واقعيات سهم لر  بختياری داشته باشد - قضاوت با شماست.

 متن زير برگرفته از کتاب : تاريخ قوم چهارلنگ نوشته امير آرمين  

 

خانلر ميرزا دايی محمد شاه قاجاردر جريان جنگ هرات بسمت فرمانده نيروی دريائی ايران ودريا بيگی  منسوب گرديد و برای جلو گيری از حمله وپياده شدن انگليسی ها به جزيره الخزر يا آبادان و محمره (خرمشهر کنونی) اعزام و با جلال تمام به محل ماموريت خود وارد شد. جناب امير البحر قبل از رفتن به محل ماموريت به شوشتر آمد و از محمد ميرزای حسام السلطنه خواهان سه هزار سوار مسلح بختياری با تمام تجهيزات گرديد خانلر ميرزا چهار ماه در شوشتر ماند تايک هزاروپانصد سوار چهار لنگ و همين تعداد سوار مسلح از هفت لنگ گردهم آمدند وبرای جنگ با قوای دريائی انگليس که جزيره خارک را گرفته و برای کم کردن فشار ارتش ايران بر هرات تصميم گرفته بودند که جزيره آبادان ودر صورت امکان اهواز را هم تصرف کنند و محمد شاه را مجبور کننداز محاصره شهر باستانی و استراتژيک هرات دست بر دارد ومالکيت دولت افغانستان را بر آن شهر به رسميت بشناسد.

چون ايران شهر هرات را بخشی جدا نشدنی از کشور مي دانست ، بلطبع همه ايرانيان برای حفظ آن شهر که دروازه غزنين وکابل وقندهار واز همه مهمتر دروازه هندوستان بود مي بايستی اقدام مي کردند. خانلر ميرزابا اردوی خود از شوشتر حرکت و بعد از 18 روز خود را به منطقه موسوم به حفار بريم در آبادان رساند و ارتش دريايی ايران در همان منطقه جبهه گيری وشروع به حفر سنگر وجان پناه وايجاد استحکامات نظامی واستقرار توپخانه برای جلو گيری از ورود شناورهای دشمن به اروند رود نمود. و چهارده روز بعد اولين يکان دريايی دشمن بنام ناوچه هيل از راه فاو خود را روبروی حفار بريم رساند و آتش توپخانه خود را متوجه استحکامات ايرانيان در جزيره آبادان نمود ونيروی دريايی ايران هم متقابلاً شروع به اجرای آتش دفاعی کرد. بعد از دوساعت اجرای آتش ناوچه انگليسی هيل به فرماندهی کاپيتان جان کروگر از مقابل حفار بريم عقب نشينی و خودرا در جزيره خارک به نيروی اصلی انگليس رساند. وناوگان جنگی انگليس 14 روز بعد از جزيره خارک حرکت ودو روز بعد نيروی دريای ايران را در سرتاسر اروند رود يعنی از دهانه فاو تا خرمشهر مورد حمله قرار دادند وقتي که خانلر ميرزا با آتش پر حجم نيروی دشمن مواجه شد (که از توپ خانه جديد وپيشرفته برخوردار بود و بی مهبا بسوی نيروهای ايرانی آتشباری مي کرد) در مغز عليلش چاره جان به در بردن را در فرار تشخيص داد و با همراه بردن افرادی که از تهران با خود آوره بود.با به جای گذاشتن شش تيپ سوار بختياری چهار لنگ و هفت لنگ روبروی نيروی دريايی انگليس خود به سمت اهواز فرار نمود. وحتی عده ای از توپچيان را هم همراه خود برد وبختياريها بدون برخورداری از آتش توپخانه بار سنگين  دفاع از از آبادان را به عهده گرفتند. آتش شديد و بدون وقفه ناوچه هاي سبك و رودخانه اي نيروي دريايي دشمن بروي استحكامات نيروي هاي ايراني تلفات سنگيني را به آنها وارد آورد و بعد از سه روز جنگ مستمر قايق هاي توپ دار انگليسي موفق شدند از جلوي حفار عبور نموده وخود را به محل ورودي كارون به اروند رود برسانند و با دور زدن مواضع  نيرو هاي ايراني آنها را در محاصره قرار دهند وبا ورود سربازان انگليسي و هندي به سنگر هاي بختياريها،با آنها در سنگرها دست به نبردي نزديك و تن به تن زدند وسر انجام بعد از دو روز جنگ با كشته شدن آخرين نفر و  آخرين بختياري به پايان رسيد وشش تيپ سواره بختياري، قرباني ندانم كاري خانلرميرزا شدند .خانلر ميرزا به سمت اهواز فرار كرد و يكي از قايق هاي رودخانه اي انگليسي ها در تعقيب او به اهواز  آمد و با شليك فقط دو گلوله توپ دايي شاه به صالح آباد «انديمشك» گريخت.  جالب اين كه وقتي كه خانلر ميرزا به تهران رفت قبل از اينكه به حضور محمدشاه قاجار شرف ياب شود به حضور خواهر گرامش يعني مادر شاه رفت و تقاضاي وساطت كرد ومادر شاه از شاه استدعاي شرف يابي و استدعای بخشش  او را نمود. ولی ديگ خشم شاه به جوش آمد و دستور داد خانلر ميرزا بعلت اين شکست نابخردانه به افتخار چوب و فلک سر افراز و مباهی گردد قبل از شروع تنبيه، مادر شاه دژخيمان را ديد و از آنها خواست كه دايي شاه را به شكل مسالمت آميز به چوب وفلك ببندند و با نواختن چوبها به آهستگي باعث رنجش مادر شاه نشوند .و خانلر ميرزا بعد از آن شكست مفتضحانه به حكومت بهبهان سر افراز گرديد.وبه لقب والای احتشام الدوله مفتخر شد، خون اين همه سوار سرافراز بختياري به زمين ريخته و هيچ امتياز و يا بهره سياسي نصيب كشور نگرديد بيعرضگي و بي لياقتي و بي اطلاعي فرمانده نيروي دريايي ايران كه به صرف اين كه دايي شاه بود به اين رياست مفتخر گرديد فاجعه اي را رقم زد كه هنوز در بختياري بعد از 200سال از آن با غم و اندوه ياد مي شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 14:18  توسط  کر بی دا  |