اي بي دا ترين كُر !
همه ي لُرمادران
تورا " دا " صدا ميزنند
و تو را به سوگند تُرنه هاي رنگباخته شان
مادرانه دعوتي خواهند
تو را كه بوي حنا ي نشسته برگيسوئي
كه قيچيِ روزگار
به عزايش نشانده است
ميخواند ب ي ي ي ي داترين
تا تو آسان بگذري
از دروازه ها ي يقه ي دا و روله ها 1
كه مي كشيد خط بطلاني
برهرچه قانونA منفي +Oكرده بود
و تو را كه
سنگ و دره و دشت و بلوط مادر ست
آنسان كه مي كوبد باد
بر دهل سينه ي فلك الافلاك
هيجار " دايه ، دايه " را
"داله كَه "!
وقت صلح است!
--------------------------------------------------------------------
[1] - در گذشته وقتي لُر مادري بچه ي غير خود را به فرزندي مي پذيرفت آن را از يقه ي پيراهن خود عبور مي دا د و ازدامن خود اين بچه را پيش از اينكه پايش به زمين بخورد مي گرفت و به آغوش مي كشيد . اين آئين آتش مهر مادري و فرزندي را شعله ور تر مي كرد .