اير دير به دير سر زيدم اِبخشينُم ولي قول اِدم كه ديه هونه دونِ وبلاگنویسون لُره تِهنا نهلیم
زه كَهريز تيات سي سُهده زارون موبيدُم هُمدُرُنگي وا تيا تَر
اِنالُم تا نگُن بي دُنگه دي لُر مثال دونِ گَندُم زير دَستَر
از قنات چشمانت تا سرزمین های سوخته من با چشمانی خیس همصحبت تنهایی ها تو بودم می نالم تا نگویند لُر بی زبان است چون زبان فریادگر دانه ی گندمی در زیر سنگ چرخان آسیاب .